السيد مرتضى العسكري ( مترجم : سردارنيا )
40
خمسون ومائة صحابي مختلق ( يكصد و پنجاه صحابي ساختگى ) ( فارسى )
مشاهده كردم و روانم رستگار شد . ! به مطالعهء تورات ادامه مىدهيم تا در باب سى و دوم سفر خروج چنين مىخوانيم : چون قوم ديدند كه موسى در فرود آمدن از آن كوه درنگ كرده است ، پيرامون هارون جمع شدند و گفتند برخيز و براى ما خدايانى بساز كه پيش روى ما راه برود ، زيرا كه اين موسى ، مردى كه ما را از سرزمين مصر بيرون آورده است نمىدانيم كه بر سرش چه آمده است . هارون به آنها گفت : گوشوارههاى طلائى كه در گوشهاى زنان و پسران و دخترانتان مىباشد بيرون كرده برايم بياوريد . پس هر يك از افراد امت گوشوارههاى طلائى را كه در گوش داشتند بيرون آورده نزد هارون بردند . هارون آنها را از دست ايشان بگرفت ، و با قلم آن را صورت داد و از آن گوسالهاى ريخته بساخت ، پس آنها گفتند اى اسرائيل اين خداهاى تو است كه تو را از سرزمين مصر بيرون آورد . هارون چون چنان ديد ، پيش روى آن مذبحى بساخت و هارون بانگ برداشت و گفت : فردا عيد خداست . اما قرآن كريم ساختن گوساله و گمراه كردن قوم را به سامرى نسبت داده مىگويد اين هارون بوده كه ايشان را از دست زدن به چنان كارى منع كرد ولى از او نپذيرفتند . كلام خدا را در اين مورد چنين مىخوانيم : فَكَذلِكَ أَلْقَى السَّامِرِيُّ فَأَخْرَجَ لَهُمْ عِجْلًا جَسَداً لَهُ خُوارٌ فَقالُوا هذا إِلهُكُمْ وَ إِلهُ مُوسى . . . وَ لَقَدْ قالَ لَهُمْ هارُونُ مِنْ قَبْلُ يا قَوْمِ إِنَّما فُتِنْتُمْ بِهِ وَ إِنَّ رَبَّكُمُ الرَّحْمنُ فَاتَّبِعُونِي وَ أَطِيعُوا أَمْرِي قالُوا لَنْ نَبْرَحَ عَلَيْهِ عاكِفِينَ حَتَّى يَرْجِعَ إِلَيْنا مُوسى . سوره طه / 87 - 91 پس سامرى چنين القاء كرد ، و براىشان مجسمهء گوسالهاى صدادار بريخت . و مردم گفتند كه اين خداى شما و خديا موسى است . . . و پيش از آن هارون به مردم گفته بود كه اى امردم شما مورد آزمايش قرار گرفتهايد ، خداى شما رحمان است ، مرا پيروى كنيد و فرمانم را بپذيريد . گفتند كه ما از پرستش آن دست برنمىداريم تا وقتى كه موسى نزد ما بازگردد .